جمال الدين محمد الخوانساري
42
شرح احاديث طينت ( فارسى )
كه مراد به سجين گل جهنم باشد ، چنان كه در اينجا اولا " ذكر كرديم . زيرا كه در اينجا نسبت دادهاند خلق همهء بدبختان را به تربت همهء زمينها نه به جهنم . و ممكن است جمع ميانهء آنها به اينكه نسبت به جهنم در آن احاديث به اعتبار اين باشد كه گل جهنم نيز داخل در آن باشد ، بنابر آنكه جهنم نيز در زمين باشد . يا آنكه گوئيم در آنجا نفرمودند كه از هر زمينى خاكى نيز در زمين باشد . يا آنكه گوئيم در آنجا نفرمودند كه از هر زمينى خاكى برداشت چنان كه در آسمانها فرمودند ، بلكه فرمودند كه فراگرفت مشت ديگر از زمين هفتم بلندتر به سوى هفتم دور تر . و ممكن است كه اين قبضه حضرت جبرئيل طى كرده باشد هفت زمين را ، نهايت برنداشته باشد خاكى مگر از جهنم ، بنابر آنكه آن در طبقات زمين باشد . يا آنكه گوئيم كه احاديث سابقه در خصوص كافر و دشمن اهل بيت وارد شده كه طينت ايشان از گل جهنم است . پس ممكن است كه حضرت جبرئيل در اين قبضه از هر طبقه خاكى برداشته باشد . نهايت كفار و دشمنان اهل بيت عليهم السلام از خصوص گل جهنم خلق شده باشند . بنابر آنكه جهنم در زمين باشد و از خاكهاى ديگر طينت جمعى ديگر باشد از بدبختان مثل فرقهء اهل نصب و مستضعفان و ساير فرق شيعه غير فرقه ناجيهء اثنا عشريه ، و الله تعالى يعلم . " هر دو طينت مخلوط شدند بهم " ، و چنان كه قبل از اين مذكور شد در هر نطفه هر دو باشد . نهايت نيكبختان از جزوى كه از طينت نيكوكاران است خلق شوند و بدبختان از جزوى كه طينت گنهكاران است . اينست قول خداى عز و جل " إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى " . مشهور در تفسير آيهء كريمه اين است كه بدرستى كه خدا خلقكنندهء دانه و استخوانهاى خرما است يا شكافندهء آنها يعنى شكافندهء آنها به سبز نمودن آنها ، يا به شكافى كه در هر يك از آنها مشاهده مىشود و محسوس است . و ذكر اين به اعتبار اينكه است كه در هريك از اينها دلالت مىكند بر كمال قدرت حقتعالى . و در اين حديث تفسير شده است " حبّ " به طينت مؤمنان ، به اعتبار اينكه